پايگاه اطلاع رسانی ، آموزشي صنعت ساختمان (عمران، معماری و دکوراسیون ):

  نماد اعتماد الکترونیک
تمامي كالاها و خدمات اين سایت، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي باشند و فعاليت هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است
  تبلیغات
  تبلیغات
فروش متر لیزری ماکا با تخفیف
مبلمان اتاق کودک آپادانا
تجهیزات خم و خاموت پارس خاموت
تاکسی بیسیم تهران
نمایشگاه های چین

  صفحات سایت
 
»خواندنی ها   »ترین ها   »معروف ترین ها   »معروف ترین معمارها   »رم کولهاس   

رم کولهاس

 رم کولهاس متولد ۱۹۴۴ در روتردام هلند می باشد. او پیش از اینکه به لندن برای تحصیل در رشته معماری برود به عنوان یک روزنامه نگار و نیز نویسنده نمایشنامه های رادیویی و تلویزیونی در آمستردام فعالیت می کرد. تحصیل او تا سال ۱۹۷۲ ادامه داشت تا در این سال با به دست آوردن بورس تحصیلی از دانشگاه این اجازه را به او داد تا راهی ایالات متحده آمریکا شود و در آنجا ادامه تحصیل دهد.


 



جاذبه شهر نیویورک وی را بر آن داشت تا درباره معماری این کلان شهر metropolitan culture تحقیقاتی را انجام دهد که بعدا آن را تحت عنوان هذیان نیویورک به چاپ رساند که برداشت شخصی او بود از این شهر و بیانیه ای بود برای محله مانهاتان. کولهاس بعدا به لندن بازگشت جایی که او دفتر معماری خود را با عنوان ( OMA ( Office for Metropolitan Architecture بنا نهاد. دفتری که با پشت کار او و همکارانش به عنوان مکانی مطرح گردید که فرهنگ معاصر و معماری معاصر را بسط می داد.


 



او در خلال کار دفتر خود در سال ۱۹۹۵ کتاب کوچک، متوسط، بزرگ و کلان (
S, M, L, XL) را نیز انتشار داد  و با انتشار این کتاب نشان داد که ایدهٔ اصلی مدرنیسم با معماری و شهرسازی مدرن در تضاد است و برای حل مسائل امروز باید با توجه به واقعیت که وی آن را «رئالیسم نو» می­نامد، روح اصلی مدرنیته را احیاء کرد.او در سال ۲۰۰۰ کارهای دفتر معماری خود را نیز تحت عنوان کتابی منتشر کرد. همچنین در این سال کولهاس شرکتی را نیز به عنوان خواهر زاده شرکت خود تاسیس کرد تحت عنوان AMO که به عنوان مشاور با شرکت اصلی رابطه بین جامعه و ساخت محیط (Society and the built environment) را بررسی کردند.




کولهاس جایزه های زیادی را کسب کرده ولی مهمترین آنها جایزه
Pritzker به سال ۲۰۰۰ می باشد. او هم اینک استاد معماری و شهرسازی دانشگاه هاروارد می باشد. اکثر منتقدان و بزرگان، رم کولهاس را به عنوان یکی از بی پرواترین اندیشمندان معماری مدتها است که می شناسند ولی بسیاری از مردم از ذهنیات او اطلاع چندانی ندارند. کولهاس با ساختمان casa da musica  (خانه موسیقی) اثری متمایز ارائه داد، ساختمانی که در آن نبوغ فکری کولهاس با زیبایی شناسی ظاهری ترکیب شده است.


 



در سال ۱۹۸۲، در شهر پاریس مسابقه ای بین المللی با نام لاویلت توسط سازمان
EEPV  (سازمان بر پا کننده پارک لاویلت) برگزار شد، هر چند در این مسابقه طرح ارئه شده ی کولهاس پذیرفته نشد اما اهداف و رویکردهای وی در برخورد با این طرح، قابل بررسی است. پارک مورد نظر باید با شرایط زمانه منطبق بوده و نماد هایی از نوآوری به همراه داشته باشد. به علاوه پارک باید منعکس کننده ی شیوه ی زندگی شهری باشد و به عنوان مکانی برای تلاقی فرهنگها واقع شود.


 



سایت لاویلت بسیار کوچک بود در نتیجه کولهاس با لایه بندی فعالیتهای در نظر گرفته شده برای پارک، و انطباق لایه ها بر هم، برنامه ی خود را در ارتفاع اجرا می کند. از نظر او یک آسمان خراش مانند یک فضای جمعی که تراکم فرهنگی را پوشش می دهد، عمل می کند. بنابراین با استناد به نظریه ی تراکم، ایده ی لایه بندی پارک لاویلت را شکل می دهد. این لایه ها در واقع استراتژی ای برای کنترل و اداره ی کل پروسه ی طراحی جهت ایجاد یک فضای جمعی اجتماعی هستند. در پروسه ی طراحی لاویلت کولهاس با استفاده از روش استرتژیک خود، تصادف برنامه ریزی شده را با ویژگی معماری ترکیب می کند و از این طریق یک عملکرد جدید و مختلط شهری مناسب پارک های قرن بیست و یکم، به وجود می آورد. در نهایت پارک لاویلت وی، تراکمی بدون ماده و تراکم فرهنگی غیر قابل مشاهده می شود.


 



کولهاس از زیبایی وحشتناک قرن بیستم اروپا صحبت می کند. او معتقد است که این زیبایی ناشی از یک و یا چند نظریه ی معماری که در طول زمان و به طور نا محسوس متحول شده باشند نبوده بلکه حاصل فرم پذیری همزمان لایه های مختلفی هستند که در آن هر نظریه جدید نظریه قبلی را رد کرده و انچه بر اساس ان ساخته شده متلاشی می کند. او معتقد است که برای دمیدن حیاتی نو به حرفه معماری و حفظ یک دید انتقادی باید از واقعیت های در حال فرم گرفتن اگاه بود و انها را با دقت تحت نظر گرفته و تئوریزه کرد.


 



با توجه به اینکه مدرنیزه کردن شهرها در اروپا و امریکا بیشتر در نیمه اول قرن بیستم به اوج خود رسید در صورتیکه در سالهای پایانی این قرن ما شاهد همان اتفاق در خاور دور هستیم در نتیجه با در کنار هم قرار دادن واقعیت اروپایی و اسیایی غربی وشرقی و با استفاده از تشابهات و نه اضداد می توانیم به راه حل های مطلوبی دست یابیم .کولهاس به این نتیجه می رسد که شهرهای امروزی یک واقعیت همگن را نمی سازد. همان گونه که در غرب میسر نشد در شرق نیز هیچ طرح با اعتبار جهانی نمی تواند از عهده ی این کار برآید.

کولهاس معتقد است بر خلاف مدرنیست ها که از شبکه راهها و دیگر تجهیزات و تسهیلات برای ایجاد وحدت فیزیکی و یگانگی عملکرد استفاده می کردند اکنون این شبکه ها شهر ها را به بخش های کاملا محصور و یا بن بست تقسیم می کنند. در واقعیت های جدید شرایط بینابینی وجود ندارد. فضاهای طبیعی، مزارع، شالیزارها و بعضی اوقات زمینهای گلف ناگهان در کنار بخش های ساخته شده قرار می گیرند.این کنار هم قرار گیری خشمانه ی دو واقعیت کاملا مستقل می تواند به مدلی برای توسعه کلان شهرهای اینده تبدیل شود. در چنین مدلی دیگر اثری از هارمونی تعادل و یکپارچگی شهرهای تاریخی وجود ندارد. برعکس بخش های مختلف و کاملا جدا ازهم یا بصورت مکمل یا رقیب عمل می کنند. در این نوع شهرها دیگر نمی توان دنبال شرایط ایده ال گشت. بلکه بر عکس باید از بی ثباتی، اتفاق و نقص، بهره کشی فرصت طلبانه نمود.
کولهاس معتقد است که سیاست تخریب از بن که بدون ان معماران قرن بیستمی چون لوکوربوزیه هیچ چیز را ممکن تصور نمی کردند می توانند در مورد قسمت هایی از شهر اعمال گردند که کاملا فرسوده شده اند. بخشهایی که نجات شان غیر ممکن است. زمینهایی که به این طریق ازاد می شوند می توانند به فضاهای سبز فضاهای عمومی و دیگر احتیاجات شهر اختصاص داده شوند. بر عکس بخش هایی از شهر که استحقاق انرا دارند که نگهداری شوند باید با نهایت دقت تحکیم شوند.




 

 

 

 

  فهرست گروههای اصلی
  ثبت نام خبرنامه مسابقات
عضویت در خبرنامه مسابقات
  نظرسنجی